
صحبت آشنا طلب
دسامبر 16, 2011از همه کس کناره گیر صحبت آشنا طلب
هم ز خدا خودی طلب هم ز خودی خدا طلب
از خلش کرشمه ئی کار نمی شود تمام
عقل و دل و نگاه را جلوه جدا جدا طلب
عشق بسر کشیدن است شیشه کائنات را
جام جهان نما مجو دست جهان گشا طلب
روزی که شروع کردم گفتم امید باشیم برای یکدیگر . باری برداریم و باری اضافه نباشیم .گاهی ادمها به لبخندی به کلمه ای امید رفتن پیدا می کنند و با نگاهی و حرفی از بودن هم نا امید .
امروز رسیده ام به اینکه همه راه را بیهوده طی کردم . نرسیده دور شدم . تجربه ای بود ولی نه زیاد دلنشین …روزهای با خودم بودن و در تنهایی ها با تو بودن را خوشترم…