آه باران بارید امشب
بخشیده خواهم شد…
حالم خوب نیست . همون اصل حال که میگن . همون خوب نیست . دارم خودمو به زور میکشم ته خط . که این ته خط اگر ته ماه مبارک باشه برام ته ته خط شده .
نفسم تنگ شده …دلم تنگ شده …زمین هم تنگ شده . خسته ام . کاش میشد برم .

آه باران بارید امشب
بخشیده خواهم شد…
حالم خوب نیست . همون اصل حال که میگن . همون خوب نیست . دارم خودمو به زور میکشم ته خط . که این ته خط اگر ته ماه مبارک باشه برام ته ته خط شده .
نفسم تنگ شده …دلم تنگ شده …زمین هم تنگ شده . خسته ام . کاش میشد برم .

این روزها که برای نرسیدن میروم ، کنارم باش .
مثل همین امروز که حس کردم کنارم نشستی و صدایت در کلمات دعا می پیچید مثل همان روزها ، کنارم باش.
دستت را بگذار روی شانه ام که ارام بگیرد ، تا این هراس بی دلیل برود از دلم ، کنارم باش تا روزمرگی مرا نبرد به ناکجا .
می دانم روزمرگیم را هیچ گاه نخواستی …
این روزها نم باران هم به صورتم نمی خورد . چه برسد به اینکه خیس شوم …